نوشته‌هایی با برچسب "تولد مریم"

 تولد مریم  تولد مریم

تولد مریم. مریم پرسید: «بچه‌ها چیز دیگری نمی‌خواهید؟ »یکی از بچه‌ها جواب داد: «وای نه! چقدر خوشمزه بود، من که دیگر جا ندارم!» کودک دیگر پاسخ داد: «منم همین‌طور!» بعد مریم خندید و گفت: «پس اگر ساندویچ و شیرینی و شکلات و سیب‌زمینی سرخ کرده و آبمیوه و بیسکویت هم می‌آوردم، آن‌ها را چه‌کار می‌کردیم؟». واحد فعالیت: پرهیز از اسراف. قرار بود فردا مریم تولدش را در مهدکودک، کنار خانم مربی و دیگر بچه‌ها جشن بگیرد. بچه‌ها خیلی خوشحال بودند، به‌همین دلیل در حیاط مهدکودک جمع شدند و شروع به صحبت کردند. یکی از بچه‌ها گفت: «چقدر خوب، لابد مریم یک عالمه ساندو

 تولد مریم  تولد مریم

تولد مریم. مریم پرسید: «بچه‌ها چیز دیگری نمی‌خواهید؟ »یکی از بچه‌ها جواب داد: «وای نه! چقدر خوشمزه بود، من که دیگر جا ندارم!» کودک دیگر پاسخ داد: «منم همین‌طور!» بعد مریم خندید و گفت: «پس اگر ساندویچ و شیرینی و شکلات و سیب‌زمینی سرخ کرده و آبمیوه و بیسکویت هم می‌آوردم، آن‌ها را چه‌کار می‌کردیم؟». واحد فعالیت: پرهیز از اسراف. قرار بود فردا مریم تولدش را در مهدکودک، کنار خانم مربی و دیگر بچه‌ها جشن بگیرد. بچه‌ها خیلی خوشحال بودند، به‌همین دلیل در حیاط مهدکودک جمع شدند و شروع به صحبت کردند. یکی از بچه‌ها گفت: «چقدر خوب، لابد مریم یک عالمه ساندو

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه