کودکی که هفت ساله متولد شد   

کودکی که هفت ساله متولد شد   


همه ی کودکان در نه ماهگی متولد نمی شوند ، این روزها شاهد فرزندانی هستیم که در هفت سالگی متولد می شوند.

فرزند طلاق

با اینکه طلاق و جدایی عرش الهی را به لرزه در می آورد اما گاهی گریزی از طلاق نیست و زوجین با وجود فرزند از هم جدا می شوند. طبق قانون زمانی که پدر و مادر با یکدیگر زندگی می کنند نگهداری کودک بر عهده هر دوی آنها است . اما درصورتی که پدر و مادر از یکدیگر جدا شوند مطابق ماده واحده قانون اصلاح ماده 1169 قانون مدنی  برای حضانت فرزندان ، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن این اولویت با پدر است. با توجه به مطلب فوق در صورتی که پدر و مادر از هم جدا شوند کودک تا سن هفت سالگی پیش مادر زندگی خواهد کرد و اگر این اتفاق در شیر خوارگی بیفتد - در زمان طلاق کودک تازه به دنیا آمده باشد- در این صورت هیچ حسی نسبت به پدر نخواهد داشت در حالی که طبق قانون کودک باید در هفت سالگی به پدر تحویل داده شود. در این موقع ممکن است پدر سالها پیش ازدواج کرده باشد و از همسر جدیدش یک یا چند فرزند داشته باشد و حتی ممکن است همسر جدید نیز خودش مطلقه و دارای فرزند بوده باشد که در این صورت مشکلات زیادی خانواده را تهدید خواهد کرد در این مطلب سعی می کنیم مشکلات احتمالی را بررسی کرده و راههای مقابله با آنها را به طور اجمال مطرح کنیم.


مشکل محرمیت: اگر زن و شوهر هر دو سابقه ازدواج داشته باشند و از همسر سابق خود صاحب فرزند شده باشند در صورتی که این فرزندان جنسیتشان مخالف باشد  نسبت به هم محرم نخواهند بود و زندگی کردن این اشخاص در یک خانواده مشکلات شرعی در پی خواهد داشت چرا که وقتی کودکان به بلوغ رسیدند هیچ نسبتی با همدیگر نخواهند داشت و از نظر شرعی حتی می توانند با همدیگر ازدواج نمایند پس چگونه می توانند در یک خانواده مثل خواهر و برادر با هم زندگی کنند؟! برای حل این مشکل باید راه شرعی پیدا کرد که با مراجعه به دفاتر مراجع بزرگوار تقلید و یا تماس تلفنی می توان بسته به شرایط زندگی راهکار شرعی از ایشان دریافت نمود.

وقتی باهمسرتان مشکل دارید و به طلاق فکر می کنید ، یادتان نرود که سرنوشت فرزندتان با این تصمیم شما تغییر خواهد کرد

حس غربت و عدم دلبستگی به محیط جدید: یکی دیگر از مسائلی که ممکن است کودک تازه وارد را اذیت کند و به تبع آن پدرو مادر نیز زجر بکشند حس غربت کودک در محیط جدید است، چرا که مشکل کودک فقط از دست دادن مادر نیست بلکه وی اکنون در محیطی قرار گرفته است که همه آدم ها یش جدیدند و حتی محیط بازی و اسباب بازی هایش هم جدید می باشد. لذا نمی توان شرایط چنین کودکی را به شخصی تشبیه کرد که مادرش فوت کرده است. چون در صورت فوت مادر فقط جای وی خالی می شود اما بقیه سر جای خود هستند. در حالی که اکنون کودک کل افراد دور برش را از دست داده است حتی بچه کوچک هایی که تا دیروز با وی بازی می کردند!

در چنین شرایطی تنها کسی که می تواند به داد کودک برسد پدر می باشد که با مدیریت مناسب بایستی کودک را با محیط جدید آشنا کند. برای این کار در مرحله اول باید پدر خودش را در دل فرزند جا کند و از محبت پاک پدرانه کودک را سیراب کند تا وی متوجه شود که هنوز حامی دارد و اگر کل دنیا را از دست داده، حداقل باباش را پیدا نموده است. بدیهی است پدر به هیچ عنوان نباید کاسه صبرش لبریز شود و در مقابل بهانه گیری های فرزندش کم بیا ورد چون در این صورت خیلی سریع کودک یاد زندگی سابقش می افتد و محیط جدید را زندان تلقی خواهد کرد که زندان بانش هم پدر خواهد بود! بعد از اینکه کودک به پدر علاقه مند شد کم کم می توان از طریق وی کودک را با سایر اعضای خانواده نیز مأنوس کرد از جمله با نامادری که از این پس باید مثل مادر دلسوز و مهربان باشد. البته نقش نا مادری هم در حفظ کودک خیلی مهم است و وی نیز در وهله اول باید رضایت خداوند را در نظر بگیرد و بعد کاری کند که به نفع زندگی خودش و  عضو جدید خانواده باشد.


رقابت بین کودکان: در صورتی که پدر فرزند دیگری داشته باشد قطعا بین فرزندان رقابت ایجاد خواهد شد و از اینکه یک نفر بدون مقدمه بخشی از مهر و محبت پدر را نصیب خود کرده فرزندان دیگر حس حسادت خواهند کرد و ممکن است حس خوبی برای عضو جدید نداشته باشند. این مسئله طبیعی است و بین همه کودکان رقابت وجود دارد اما درصورتی که روابط بین کودکان به طور صحیح مدیریت شود هیچ وقت نسبت به هم حسادت نخواهند کرد بلکه از وجود هم لذت خواهند برد و از اینکه تنها نیستند خوشحال خواهند شد.


حس ناخوشایند همسر: ممکن است همسر نسبت به عضو جدید خانواده حس خوبی نداشته باشد و فکر کند که وی شوهرش را تسخیر نموده و نسبت به وی بی توجه شده است (این موضوع حتی در صورت توجه بیش از حد مرد نسبت به فرزند خود خانم نیز پیش می آید) که در این صورت باید نسبت به مشاوره حضوری اقدام کرد و این مسئله را در همان ابتدا حل نمود تا خدا نکرده بین همسران کدورت ایجاد نشود. علت اصلی این مشکل هم این است که خانم فکر می کند جنس محبت به فرزند با جنس محبت به او یکی است در حالی که این یک اشتباه است و همه محبت ها جنس خاص خودشان را دارند و قابل جمع می باشند و نوع محبت به خانم با نوع محبت به فرزند و محبت به پدر ومادر کاملا متفاوت می باشد.

امیدواریم هیچ فرزندی مجبور نباشد جدایی والدینش را تحمل کند اما اگر واقعا راه دیگری نبود ، راهکارهای این مقاله می تواند برای آرامش روحی بیشتر فرزندتان به شما کمک کند.
 

حسین وجدانی

بخش خانواده ایرانی تبیان


مطالب مرتبط:
طلاق خاموش؛ کودکان خاموش
طعم تلخ جدایی

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه