لطفا اینجا خالی نبندید! ریشه بسیاری از دروغگویی های کودک، جلب توجه کردن است. یکی از نیاز های روانی هر انسانی نیاز به افتخار کردن و گرامی دانستن خویشتن است. کسی که احساس حقارت می کند نمی تواند عادی و طبیعی رفتار کند چنین کسی واکنشهای ناسالمی را نشان خواهد داد از جمله ی این واکنشها، خالی بندی و دروغگویی است. انسی نوش آبادی -بخش خانواده ایرانی تبیان. دروغگویی نوعی جبران است به ضعفی که در درون احساس می شود. کسی که احساس می کند با همان شرایطی که دارد، دیده نمی شود و مورد احترام قرار نمی گیرد، ...

لطفا اینجا خالی نبندید!

 ریشه بسیاری از دروغگویی های کودک، جلب توجه کردن است

یکی از نیاز های روانی هر انسانی نیاز به افتخار کردن و گرامی دانستن خویشتن است. کسی که احساس حقارت می کند نمی تواند عادی و طبیعی رفتار کند چنین کسی واکنشهای ناسالمی را نشان خواهد داد از جمله ی این واکنشها، خالی بندی و دروغگویی است.

انسی نوش آبادی -بخش خانواده ایرانی تبیان
کودک دروغگو

دروغگویی نوعی جبران است به ضعفی که در درون احساس می شود. کسی که احساس می کند با همان شرایطی که دارد، دیده نمی شود و مورد احترام قرار نمی گیرد، برای خودش شأن و فضایل خیالی می تراشد. بنابراین خالی بندی  نوعی جبران حقارت ها و نادیده گرفته شدن است که در بیشتر موارد ریشه در کودکی دارد اما ممکن است در بزرگسالی هم به خاطر حقارتها و شکستهای پی در پی این بیماریها ایجاد شود.
یک طفل اگر محبت والدین  را بی قید و شرط دریافت نکند یا در مدرسه احساس حقارت کند و چیزی برای افتخار کردن پیدا نکند متوسل به دروغگویی و خالی بندی می شود.

اگر ریشه های خالی بندیی و دروغگویی را دنبال کنید آن را در حقارتها، کمبود محبتهای بی قید و شرط و عدم تشویق خواهید یافت

بگویید به تو افتخار می کنم

هر کودکی نیاز به افتخار کردن دارد. هر کودکی نیاز دارد تا به خودش به تواناییهایش به والدینش و ... افتخار کند. باید به کودکان کمک کنیم تا بتوانند دلایلی برای افتخار کردن به خودشان داشته باشند. باید طوری با آنها رفتار کنیم که احساس حقارت و ضعف و زبونی نداشته باشند. اگر کودکی دائم از سوی والدین یا معلم تنبیه  و سرکوب شود اگر چه این تنبیه فقط ملامت کردن باشد، احساس حقارت خواهد کرد و چیزی برای افتخار کردن پیدا نخواهد کرد. چنین کودکی به خیالاتش پناه می برد و امتیازهای خیالی برای خودش در نظر می گیرد و تحت تاثیر فشارهای روانی آن خیالات را به زبان می آورد.

وقتی جلب توجه لازم است

اگر در خانواده ای کودکی کمتر از خواهر یا برادرش مورد توجه والدین قرار گیرد، احتمال دروغ پردازی و خالی بندی اش بیشتر خواهد بود. چرا که این کودک مثل خواهر یا برادرش نمی تواند به خودش افتخار کند و مثل او در خودش چیزی پیدا نمی کند که با آن توجه والدینش را جلب کند. چنین کودکی کم کم به دنیای ذهن و درون پناه می برد و سعی می کند با کمک فضایل نداشته اش جلب توجه کند.
یا کودکی که در مدرسه از هم کلاسی هایش به لحاظ درسی یا مالی کم می آورد و نمی تواند لااقل در حد معمول جلوه کند و دائم تحقیر می شود، ممکن است به زودی به هواپیمای نداشته ی پدرش افتخار کند.

اگر فرزندتان دچار دروغگویی و خالی بندی شده است احتیاج به محبت بی قید و شرط دارد. باید باور کند که خوب و نازنین است

ریشه خالی بندی کجاست؟

بنابراین اگر ریشه های خالی بندیی و دروغگویی را دنبال کنید، آن را در حقارتها، کمبود محبتهای بی قید و شرط و عدم تشویق خواهید یافت. لذا اگر می خواهید با این بیماری روانی مبارزه کنید، باید فرد بیمار را بدون قید و شرط دوست داشته باشید. نقاط مثبتش را پیدا کنید و مورد تحسین و تمجید قرار دهید. باید به او بفهمانید که خودش همان طوری که هست محترم و با ارزش است. به او نشان دهید که فردی مفید و گرامی است. فرد دروغگو اگر یاد بگیرد به همان چیزهای راستی که دارد افتخار کند و به خودش همان طوری که هست ببالد، دست از دروغگویی برخواهد داشت.
مشکل اصلی خیلی از والدینی که فرزندان دروغگو  بار می آورند، در نوع نگاهی است که به مسائل پیرامون خود دارند. مثلا ممکن است یک پدر از شغل خودش شرمنده باشد و این احساس شرمندگی را به همسر و فرزندانش هم منتقل کند و باعث احساس حقارت آنها هم بشود. حال اگر این پدر نگاه ظاهر بینانه ی خود را عوض می کرد و از شغلش به خاطر شرایط پایین اجتماعی اش گله مند نبود بلکه به اجر معنوی و ارزش واقعی آن اهمیت می داد و همیشه از آن با افتخار یاد می کرد، همسر و فرزندش هم دچار بیماری مسری او نمی شدند.

از او تعریف کنید

اگر فرزندتان دچار دروغگویی و خالی بندی شده است، احتیاج به محبت بی قید و شرط دارد. باید باور کند که خوب و نازنین است باید باور کند که همین طوری که هست هزار تا امتیاز ارزشمند برای افتخار کردن دارد. از جنبه ها مثبت رفتار و اخلاقش بسیار تعریف کنید. او را مورد نوازش و محبت بیشتری قرار دهید. او را بستایید تا نیازی به افتخارهای واهی نداشته باشد. در حضور او از زندگی و خودتان طوری حرف بزنید تا احساس کند همه چیزش و پدر و مادرش افتخار برانگیزند.



کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه