امربه معروف و نهی از منکر


مرد مزاحم که متوجه بردباری و تحمل همسایه اش شد، شرمنده شد و پشیمان گردید و نزد او رفت و به او گفت دیگر تو را اذیت و ناراحت نخواهم کرد.


همسایه مزاحم

امر به معروف و نهی از منکر

روزی مردی پیش پیغمبر آمد و شکایت کرد که همسایه اش او را اذیت می کند، پیغمبر فرمود صبرکن، مرد چند بار به پیغمبر مراجعه کرد و هر بار پیامبر (ص) از او خواست که صبر کند. مرد مزاحم که متوجه بردباری و تحمل همسایه اش شد، شرمنده شد و پشیمان گردید و نزد او رفت و به او گفت دیگر تو را اذیت و ناراحت نخواهم کرد.

 

 

مقصود نعیمی ذاکر
نشر لک لک

 

 


منبع: آموزش مفاهیم دینی به خردسالان، کتاب راهنمای آموزش قصه

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه